مامان مهتاب من بهترین مادر دنیای من

عشق مادری 

پسرک  نزد مادرآمد و برگه ای به اوداد که در آن چنین نوشته بود:



تمیز کردن اتاقم..................................1000 تومان 


مرتب کردن تختخوابم..........................1000 تومان
 

نگهداری از برادر کوچکترم....................500 تومان 


چیدن میزغذا......................................1000تومان 


کمک برای گردگیری خانه.......................500 تومان 

  

جمع کردن اسباب بازی هایم...................1000تومان  

 
جمع کل...........................................5000 تومان  


مادر برگه را با دقت خواند، سپس زیرآن نوشت:  



نگهداری از تو بعد از تولد......................مجانی 


خواندن لالایی برای تو...........................مجانی 


غذا دادن به تو......................................مجانی
 

پرستاری ازتودرزمان بیماری..................مجانی  

 

نه ماه نگهداری از تودر بدنم....................مجانی   


بردن و آوردن تو از مدرسه.....................مجانی


 و برگه را به پسر برگرداند.پسرک برگه را خواند، کمی فکر کرد و زیرآن با مداد قرمز نوشت: تسویه شد

 

مامان مهتاب جونم اینقدر دوستت دارم که هر کار برای خوشحالیت انجام میدم

نظرات 4 + ارسال نظر
رها سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 01:51 ب.ظ http://lamakan.blogsky.com

چقدر دوست داشتنی..........امیدوارم که همیشه محبتتون افزون تر بشه

ملیسا سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 07:28 ب.ظ http://malisa.blog4i.com

سلام دوست عزیز مرسی که به وبلاک من سر زدی ونضر دادی با این که نضرت فقط شعر بود یعنی نضرت دربارة وبلاک نداده بودی ولی خوب همون امدن تو به ویبلاکم کلی ارزش دارة به هر حال تو ویبلاک خیلی قشنگی داری مخصوصا این گل که بالاش گذاشتی نوشتت هم خلی قشنگه دستت درد نکنه خوشحال میشم بازم به من سر بزنی

مهتاب چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 12:25 ب.ظ http://gisooyebarfi.blogfa.com

می دونم گلکم. تو نه تنها پسر منی بلکه در حقیقت پسر خدایی من ایمان دارم تو مامانتو همیشه شاد می کنی.
من به پسرم ایمان دارم که چقدر خوشحالی مادرش براش مهمه .
عشق مادر تو رو به خدایی که به من داد سپردم .نگرانت نیستم چون تو باعث شدی که منه مادر به تو ایمان داشته باشم.
همیشه مامان کنارته بدون اینکه از تو توقعی داشته باشه فقط اونی باش که باید........

نازنین چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 02:49 ب.ظ http://maradaryab32.blogsky.com/

سلام .این نوشته رو من خیلی دوست دارم من این مطلب رو نه بعنوان مادر بلکه بعنوان یه معشوق برای عشقم نوشتم و حالا با خوندن پست شما همه خاطراتم زنده شد.تبریک میگم بهتون بخاطر وب زیبا و پر مهری که دارید.

موفق باشید...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد